بچگی من مثل خیلی دیگر همراه با احساس احترام و تقدس برای لباس عروسی بود. با بزرگتر شدنم و درک نابرابریهایی که در اجتماع بین دو جنس وجود داشت یواش یواش احساس کردم از این لباس متنفرم. دلیل واضحش هم این بود که فکر میکردم بتن کردن این لباس در پس شادی و خنده های صورت ضامن تحقیر عروسیه که اونو بتن کرده. لباس عروس در جامعه ما یعنی این که مالک این لباس از این پس اجازه بهره بردن از بدن خودش را دارد! یعنی حق طبیعی هر انسان به حکم پوشیدن این لباس بصورت مشروط به صاحبش داده میشود. این حقارتی دیگر در جامعه ما برای زنهاست. لباس عروس یعنی ایهالناس بدونین که مالک این موجود درجه دوم که اسمش زنه از این به بعد شوهرشه و نه پدر یا برادرش! بر همین اساس هرگز حاضر نیستم در صورت ازدواج در ایران این لباس رو بپوشم. اما در بیرون از ایران فکر میکنم نوع نگرش به زن، و در نتیجه به این لباس بسیار متفاوته و بیشتر نشونه اختیاره.
|